سلام .
از يه طرف فشار امتحانات و از طرف ديگه همون مشكلايي كه براي همه جووناي هم سن من توي ايران هست همون مشكلايي كه روح آدمو ميسوزونه باعث شد مدتي نباشم كه اميدوارم جبران كنم .
فكه ميگنه ميتونه پشتمو بزنه زمين ، روزگارو ميگم . يكي از دوستام بهم گفت : اگه من مشكلات تورو داشتم الان يه تزريقي بلكه هم فراتر بودم ، ولي من كه نمييبازم ،با اينم ميسازم . كاش واسه ي دل مجنون ما يه دلي ليلي صفت ميتپيد .
كاش توي هفت آسمونت يه دونه چراغ نفتي واسه ما روشن ميكردي .
كاش اينقد به آينده و خودسازي خودم اميدوار نبودم شايد اينجوري ...
حرفاي ديروز امروز داره به بار ميشينه و حرفاي امروز فردا به بار خواهد نشست ولي چيكار ميشه كرد ...
به قول خيام نيشابوري : چه فايده كه تقديرمو خدا از پيش نوشته .
و در پايان خنده تلخ من به طبيعت به هستي به تو شايد نويد فرداي روشن رو ميده .
خداوندا چرا ياران نميدانند كه من دريايي از دردم
به ظاهر گر چه ميخندم ولي اندر درون سخت گريانم
پ.ن: زندگي سادس اين ماهاييم كه سختيم .
پ.ن: پدر ، مادر،دوست چه واژهاي غريبي سعي كن با خودت زندگي كني . توي قبر يه نفر بيشتر جا نميشه .
پ.ن: توي خيابون بهش كه فكر جوونارو مشغول كرده : ميگي پا ميده ؟!!
![]()
نوشته شده توسط دیوانه در جمعه سی و یکم خرداد 1387 ساعت 23:48 موضوع | لینک ثابت
از درختان قلم ميگيرم . و از دريا مركب
و بر روي صفحه آبي آسمان . برايت مي نويسم
سلام ...
پاك و نجيبه مثل دل آدماي خوب شايد مثل دل فرشته مرگ روح ميگيره و روح مي بخشه . نوشتن روي نيمكت توي پارك اونجا كه هميشه به تو فكر مي كردم . وقتي كه همه جا سفيد چقدر قشنگه واسه تو نمي دونم ولي واسه من قشنگ ترين لحظه دنياست .
شبا هيچ كس نيست گوشيو ميذارم توي گوشام دوباره شعراي مريم منو ، تنهايي و اون هواي يه عالمه سرد .
با توام تويي كه ميدوني كي هستي ولي چقدر بد كه توي من گم شدي ذوب شدي باهستي من عجين شدي و من نميد ونم كي هستي
يه نفر مياد كه من منتظر ديدنشم ... يه نفرمياد كه من تشنه بويدنشم ...
شايد شما هم اينجوري باشيد يه چيزي رو دوست داريد بهش نياز داريد ولي نميدونيد چي يا كي ...
سفيدي زمستون . لطافت برف . پاكي قطره هاي بارون اين حس تنهايي رو بيشتر و بيشتر ميكنه
شايد يه روزي به ثمر برسه شايدم واسه هميشه سركوب بشي

به اميد روز ديدار ...
نوشته شده توسط دیوانه در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 1:24 موضوع | لینک ثابت
سلام به دوستاي گلم
من ميخوام فرق بين دو چيزو بهتون بگم كه همه شما فكر ميكنيد مكمل هم هستن
اون دو چيز يكي دوست داشتن يكي هم عاشق شدن كه با هم زمين تا آسمون فرق دارن
اما بعضي از دوستان كشتنم بس كه گفتن عاشق شدم وهمه حرفام از هواي عاشقي ولي من بهشون گفتم كه نه شما سخت اشتباه ميكنيد و من عاشق نشدم
حالا اميدوارم كه با خوندن اين مطلب طرز فكرشون عوض بشه و به حرف من برسن.
... عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.
…عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی «فهمیدن» و «اندیشیدن» نیست. اما دوست داشتن، در اوج معراجش، از سرحد عقل فرات
ر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین میکَند و با خود به قله بلند اشراق میبرد.
...عشق زیباییهای دلخواه را در معشوق میآفریند و دوست داشتن زیباییهای دلخواه را در دوست میبیند و مییابد
.
...عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بیانتها و مطلق
...عشق خشن است و شدید و در عین حال ناپایدار و نامطمئن و دوست داشتن لطیف است و نرم و در عین حال پایدار و سرشار اطمینان.
...عشق، تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست.
... عشق در لحضه پديد می آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ، اين اساسی ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است .
... عشق معيارها را در هم می ريزد ، دوست داشتن بر پايه های معيارها بنا می شود.
... عشق ناگهان و ناخواسته شعله می کشد ، دوست داشتن از شناختن و خواستن سرچشمه می گيرد.
... عشق قانون نمی شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانين عاطفی است.
... عشق ويران کردن خويش است ، دوست داشتن ساختن است .
...عاشق بودن و درك آن از طريق ديدن است اما دوست داشتن از طريق شنوايي و صحبت كردن است .

اميدوارم نظرتون عوض شده باشه
به اميد روز ديدار...![]()
نوشته شده توسط دیوانه در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ساعت 18:14 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

.
.
.
.
.
.
عشقت را رها کن اگر خودش برگشت مال توست اما اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده...
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY